محمد تقي جعفري

27

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آيا آنان كه كفر مىورزند نمىبينند كه آسمانها و زمين را پس از آنكه در حالت « بسته اى » ( متراكم ) بودند ، باز كرديم ( منبسط نموديم ) . اين موضوع را مىتوان از قانون جريان « بسيط رو به مركَّب » و « ساده رو به پيچيده » و « وحدت رو به كثرت » استفاده كرد [ كه البتّه بعضى از متفكَّران در بديهى بودن اين قوانين ابراز ترديد نموده‌اند ] و حقيقت هم اينست كه ما براى كشف چگونگى آغاز خلقت و بجريان افتادن آن هيچگونه راه علمى قطعى نداريم ، مخصوصا با نظر به اين كه هرگز شروع خلقت و جريان آن ، تكرار نشده است كه بگوئيم : از دفعه اوّل مىتوانيم براى دفعه دوم تجربه بيندوزيم . اين كه گفتيم : مستند به آن قانون ضرورى و مورد قبول همه متفكَّران است كه مىگويد : هيچ حادثه اى در جهان هستى تكرار نمىشود و آنچه كه واقع مىشود امثال همديگر است كه نمايش تكرار دارد . ممكن است اين مسئله مورد اعتراض قرار گرفته گفته شود : بر مبناى اين قانون نمىتوان حتّى يك قانون را هم علمى تلقّى نمود ، زيرا همهء مسائل علمى كه قانون از آنها اتّخاذ مىشود بر روى رويدادهاى مشابه مبتنى مىگردد . پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا هيچ قانون علمى بر مبناى رويدادهاى مشخّص و گذرا مبتنى نمىگردد ، بلكه تكرار و تعدّد رويدادها تا حدّى كه استقرار كامل شود ، كشف از واقعيّت ثابت در مورد آن رويدادها مىنمايد كه قانون بازگو كنندهء همان واقعيّت ثابت مىباشد . ابيات زير را مورد دقّت قرار بدهيد : قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماهست و آب آن آب نيست عدل آن عدلست و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدّل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان مولوى